Skip to main content

IMG_8380

 

 

 

 

 

 

🌀مجله مَد| «این دیگه چرا؟!»
.
.
.
🔸️قسمت دهم از مجموعه نمایش «این دیگه چرا؟!» به سخنرانان انگیزشیِ حوزه‌ی کوچینگ، کوچ پر چون و چرا، و اشکال عملکردی دکل های ایرانسل پرداخته و می‌پرسد:
«کوچینگ شغله یا نماد موفقیت؟»
.
.
.
.
.
@majale.mad
@majale.mad
.
🌀همراه باشید با مَد | مجله الفبای درون

ایران هم گروه انگلیس و آمریکا و پلی آف اروپا خواهد بود،

مراسم قرعه کشی با حضور نماینده چهره بین المللی کشورمان،علی دائی برگزار شد و ایران در گروه B جایگاه خود را بدست آورد.

در چند روز پیش سفیر انگلیس در ایران ،پیش بینی رویارویی ایران و تیم انگلیس  را داده بود.

خیلی عجیب است که یک نفر این حد درست جواب بدهد!!!!قبول دارید.

فقط تنها نگرانی مسئولان و تماشاگران این است که دمای هوای قطر در بهترین فصل سال حداقل °۳۰ هست و چطور میشه در این هوا نود دقیقه دوید.

البته نصب کولر در سطح شهر دوحه برای خنک کردن هوای شهر،قطعا جزو دروغ های روز سیزدهم بوده.😳

ایران اگر انگلستان را ببرد و آمریکا و تیم پلی آف که اکراین شاید باشد و آلمان و برزیل و آرژانتین را از سد راهش بردارد شاید قهرمان جام شود ،ولی اگر حذف هم شود باز بهتر از میزبانی فیک است.

 

رمان آنلاین نیمه کاره ما پارت۱۳

به قلم نگاه خانی

«با آرساشاپ همراه باشید»

از ماشین پیاده شدیم و به سمت خونه رفتیم. زنگ سرایداری رو زدیم و در باز شد.

وارد حیاط شدیم که با سنگفرش پوشیده شده بود. از محل در وردی تا در ساختمان مسافتکوتاهی بود که دورتا دورش پر بود از درختان سربه فلک کشیده . پاییز زیباترین تصویرش رو بهرخ می کشید. مسیر در اصلی تا در ورودی ساختمان رو طی کردیم و بعد از چند تا پله وارد لابیشدیم. سرایدار منتظر ما ایستاده بود. سوار آسانسور شدیم و طبقه چهارم پیاده شدیم. واحدمورد نظر طبقه چهارم که طبقه آخر میشد ، قرار داشت.

می دونستم بازدید اینجا کار بیهوده ایه چون مطمینا با این بنا و معماری و محله از پس پرداختاجارش برنمیومدم و‌ باید همه حقوقمو برای پرداخت اجاره میدادم. در آپارتمان باز شد و‌من داخلشدم

           *************

توی سالن تقریبا بزرگ آپارتمان راه می رفتم و ذوق سراسر وجودمو فرا گرفته بود. منصور بهکانتر آشپزخونه تکیه داده بود و با لبخند تماشام می‌کردم. وارد اتاق خوابها می شدم و دوباره بهسالن اصلی بر می گشتم.  از پشت پنجره های قدی به خیابان نگاه می کردم.

_ منصور اینجا خیلی قشنگه.

از کانتر جدا شد و به سمت من که کنار پنجره ایستاده بودم اومد.

خوشت اومد؟ خوبه؟

_ خوبه؟ منصور !! خوبه؟! اینجا عالیه.خودت چی؟

_ من کنار تو هرجایی باشم رو دوست دارم.

دستش رو کشیدم و‌ نزدیک پنجره شدیم.خیابان خلوت با درختان بلند و‌سرسبز . بندرت ماشینیازش رد می شد .

منصور دستاشو از پشت دور‌ کمرم حلقه کرد

_ فردا میگم سوری خانم بیاد برای کمک و‌تمیزکاری. بعدممی ریم وسیله هامونو می‌خریم. دوستدارم همه وسیله های اینجا به سلیقه تو باشه .

_ نمی تونم صبر کنم. کاش زودتر این اتفاق بیفته. منصور اجاره اینجا که زیاد نیست؟ دلم نمیخواد هرچی درآمد داریمو بدیم پای اجاره.

بوسه ای پشت گردنم زد

_ نگران اینا نباش. اینجا خونه خودمونه .. یعنی مال مادرمه.قرار نیست اجاره بدیم. برفرضماجاره بدیم. دوست ندارم به این چیزا فکر کنی. دلم می خواد فقط خوشحال باشی. بیا می خوامیه جایی رو‌ببینی.

دستمو گرفت و‌به سمت یکی از اتاق ها  رفت. با چشم به در شیشه ای اشاره کرد و‌گفت :

_همه جا یطرف این تراس یه طرف. قراره بیشتر وقتمونو اونجا بگذرونیم. به سمت در رفتم و بعداز باز کردن در وارد تراس شدم.

           ***********

تراس بزرگی انتهای سالن قرار داشت. درو باز کردم و‌وارد تراس شدم.

بزرگ بود . میز و‌صندلی فرفروژه سفید رنگ با با بالشتکای  سبز که روشو با پلاستیک پوشوندهبودند،در اونجا قرار داشت. حیاط پشتی خانه دقیقا زیر پام بود. درختان بلند که نوکشون باآپارتمانی که توش بودیم برابری می کرد. توی حیاط استخری بزرگ قرار داشت که از آب پر بود،اما برگهای زرد و قرمز و نارنجی سطح روشو پوشونده بود. اطراف استخر باغچه بود که با بوتههای گل پوشیده بود که تو این هوا برای جلوگیری از سرما زدن دورشون رو نایلون کشیده بودند. آلاچیق کوچکی هم انتهای حیاط گوشه سمت چپ قرار داشت.

_ اینجا تو بهار و تابستون میشه خود بهشت.البته الانشم قشنگه.

اینو سرایدار اونجا گفت.داخل خانه شدم و به سمت آشپزخانه رفتم.

_ چطوره؟

_ منوچهر خیلی خوبه. ولی می دونی که از پس اجارش بر نمیام.

_ پس خوشت اومده

_ گفتم که . من نمی تونم از پس اجارش بربیام چون مطمینم خیلی بالاست.

از من جدا شد و با موبایل شماره ای رو گرفت

_ بیا بریم

پشت خط جواب داد و صدای منوچهر رو می شنیدم

_ پرهام جان. اینجا پسند شده. بازم اجازه بده تصمیم نهایی رو‌بگیرن ،بهت خبر میدم.

بدون اینکه حرفی بزنم دنبالش راه افتادم و از ساختمون خارج شدیم. تلفنشو قطع کرد .

احساس تهوع بهم دست داد. سرمو روی پشتی صندلی فشار دادمو و چشمامو بستم . با صدایباز شدن در پارکینگ ، متوجه شدم که داخل پارکینگ شدیم ، اما هنوز چشمام بسته بود.

با بسته شدن سوییچ و‌صدای خاموش شدن ماشین چشمامو از هم باز کردم.

_ می خوای بریم دکتر؟

_ خوبم، یکم سرم گیج می رفت، الان خوبم.

پیاده شدیم و با آسانسور از پارکینگ به سمت آپارتمان منصور بالا رفتیم.

منوچهرم پشت سرم داخل شد و از الکل جلوی در به دستاش زد و یکراست سمت اتاقش رفت .

بعد از شستن دستام وارد آشپزخونه شدم و‌زیر کتری رو روشن کردم.

منوچهر درحالی که اوراقی توی دستش بود ، از اتاقش خارج شد .

_ با من کاری نداری؟

_ می مونی برای چایی؟

نگاهی به موبایل توی دستش کرد تا ساعت رو چک کنه.

_ می مونم بعدش میرم.دو ساعتی وقت هست.

به اتاق خودم رفتم و‌لباسامو عوض کردم و به آشپزخونه برگشتم.دیدم داره توی قوری چای میریزه.

_ بشین  ،خودم دم می کنم

جواب نداده بودم که صدای زنگ در واحد بلند شد. به منوچهر نگاه کردم.

_ من باز می کنم

«با آرساشاپ همراه باشید»

به سمت در رفتم و‌بدون اینکه چشمی در رو ببینم باز کردم . با باز شدن در هم من و هم مادرمنوچهر مات و مبهوت به هم چشم دوختیم.

زبون توی دهنم قفل شده بود و حتی برای گفتن سلام هم ، نمی چرخید. صدای منوچهر ازآشپزخونه بلند شد

_ کتایون کیه؟

با اشاره اخم آلود مادرش از سر راهش کنار رفتم و‌اون داخل شد و درحالی که به سمت داخل میرفت با صدای بلند گفت:

_ همونی که بخاطر این بی سروپا یک ماهه از من که مادرتم قهر کردی .

درو بستم و همونجا بهش تکیه دادم.منوچهر از پشت کانتر آشپزخونه توی سالن رو نگاه کرد. قوری دستشو روی‌کانتر قرار داد و از آشپزخونه بیرون اومد.

_ سلام مادر

مادر منوچهر، که تو مرز منفجر شدن بود .نفسهای عمیق پیاپی کشید و روی اولین مبل خودشوانداخت و ماسکشو که زیر چونش قرار داشت رو برداشت و‌روی میز عسلی کنار مبل گذاشت.

با دست یقه مانتوشو می کشید . انگار می خواست کمی نفس بگیره.

_ روت میشه به من نگاه کنی منوچهر!؟ یک ماهه بخاطر این از خدا بی خبر ، از من و پدرت کهخانوادتیم رو برگردوندی و دریغ از یه تلفن کردن و دریغ از یه سر زدن کوتاه ؛

منوچهر رو به من کرد و گفت؛

_ لطفا می ری توی اتاق.

این بارهم بی حرف، به سمت اتاقم می رفتم که صدای فریاد مادر منوچهر توی جام میخکوبم کرد؟

_ کجا میری  نمی خوای وایستی ببینی و لذت ببری که چطوری این یکی پسرمم ازم گرفتی؟

این بار منوچهر با فریاد گفت:

_ تمومش کن مادر. کتایون برو تو اتاق خواهش می کنم.

_ برای چی بره؟ بزار وایسته و‌کیف کنه از این پیروزی ای که نصیبش شده. یه زمان منصور حالاهم منوچهر . برای این چه فرقی داره؟!

تاب و‌توان این همه توهین و‌تحقیر رو نداشتم . فقط به حرمت منوچهر که توی نگاهش ،التماس رومی دیدم که چیزی نگم ،سکوت کردم. منوچهر کلافه دستی به موهاش کشید و‌به سمت کانتر رفت

مادر چی داری می گی؟

صدای بلند مادرش که بغض ساختگی هم توش قاطی شده بود ،بازهم چهارستون بدنمو لرزوند

_ چی می گم؟ واقعیتو! این زن جادوگره. با نازو عشوه منصورمو ازم گرفت ،حالا هم تورو.

با چشمای خشمگینش به من خیره شد.

_ لاقل می زاشتی کفن منصور خشک می شد بعد قلابتو می نداختی برای برادرش.

منوچهر در حالی که داشت از عصبانیت نفس نفس می زد به سمت من اومد و دست منو گرفت و‌بهسمت اتاق هل داد و جوری که مادرش متوجه نشه گفت:

_ چند ثانیه دیگه اینجا بمونی، هرچی که توهمات ذهن مریضشه رو ،به تو و این بچه منتقل میکنه.

وارد اتاق شدم. منوچهر درو محکم بست اما در بسته نشد و‌بعد از برخورد به چهارچوب دوباره بهعقب برگشت و نیمه باز موند. تنها نور روشن توی اتاق نوری بود که از بیرون به داخل می تابید. روی تخت خواب نشستم و سرمو توی دستام گرفتم . خدا میدونه چندبار به بخت بدم لعنتفرستادم. احساس درد شدیدی رو زیر دلم حس می کردم. حتما برای استرس بود. صدای حرف زدنهمزمان منوچهر و مادرش همهمه ی زیادی ایجاد کرده بود. هرکدومشون برای خودش حرف می زد؛بی اونکه به حرف طرف مقابلش گوش کنه.

توی همین همهمه صدای برخورد و‌شکسته شدن شی ای به دیوار آشپزخونه باعث شد تکونسختی بخورم.

سراسیمه از جا بلند شدم و‌به سمت در رفتم ،اما از اتاق خارج نشدم.  منوچهر قوری روی‌کانتر روبه سمت دیوار پرتاب کرده بود . تا جایی که تو مسیر دید من بود ،تکه های قوری با چایی خشکیکه درونش بود ،کف آشپزخونه پخش شده بود . مادر منوچهرم از این حرکت وحشت زده بهمنوچهر زل زده بود.

با صدای فریاد منوچهر چشمامو از شکسته های قوری برداشتمو به اون نگاه کردم.

_ نمی خوای تمومش کنی؟ نمی خوای تموم کنی اینزورگوییتو؟ دنبال چی می گردی؟ چی میخوای از جون زندگی من؟ چی می خوای از جون زندگی این زن بدبختی که عزادار شوهرشه. اونقدر دلت کوچیکه و‌سیاهه که جز خودت و خودخواهیات هیچ چیز برات مهم نیست. حتیتنهایی و بیچارگی کسی که پسرت عاشقش بود!

این بار صدای مادرش بلند شد.

_ مگه زمانی که داشت پسرمو ازم می گرفت فکر تنهایی و‌بیچارگی من بود؟ هشت سال حسرتپسرمو  و آخرشم داغشو به دلم گذاشت. الانم می خواد حسرت خوشبخت شدن تو رو، حسرتآرزوهایی که برات دارمو‌به دلم بزاره.

_ اون حسرت چیزی رو به دلت نزاشت. تو خودت حسرت همه چیزوبه دلت گذاشتی. حسرتخوشبختی منو ، خوشبختی ای که با تهدید و وعده و هزارتا چیز دیگه از من گرفتی. حسرت دیدنمنصورو خودت به دلت گذاشتی. وقتی با التماس ازت می خواست که بهش سر بزنی و‌نمیرفتی. وقتی با هزار  ذوق و‌شوق‌،میومدن دیدنت تحویلشون نمی گرفتی  و‌با تیکه و‌کنایه باجفتشون حرف می زدی. تهش چی شد؟! توی  آتیش این تنفری که خودت برای خودت ساختیسوختی.

_ من مادرم! ناراحت بودم برای اینکه به اونچیزی که آرزوم بود و  حقش بود نرسیدین. نه تو نهمنصور.

_ برای من که باید خوشحالم باشی. همونی شد که می خواستی. اما ناراحتیت برای اینه که  نتونستی جلوی خوشبختی منصورو بگیری، مثل من .

مادرش که انگار از شنیدن این حرفها حسابی عصبانی شده بود بلند شد.

_هیچ وقت نگرانی منو نمی فهمین. نه تو میفهمی،نه اون منصور فهمید. من مادرتون بودم. بدتونو نمی خواستم.

منوچهر طول اتاق رو می رفت و‌بر می‌گشت. چندبار این کارو انجام داد. آخر روبروی‌مادرشایستاد.

_ می دونی مشکل چیه؟ اینه که از نظر شما همه دارن اشتباه می‌کنن و‌غلط زندگی می کنن جزشما.

می دونی چرا وقتی منصور تو‌روت ایستاد و پاشو کرد تو یه کفش که این دخترو می خوام پشتشوایستادمو نزاشتم بهش زور بگی؟

چون نمی خواستم آیندش بشه مثل من . می دونی چرا یازده ساله خنده به لبام نیومده؟ چون توازم گرفتیشون . تو کاری با دلم کردی که هیچ کسی در حق دشمنشم نمی کرد.

با اینکه فهمیدمو به روت نیاوردیم تا حرمت مادریت نریزه و احترامت بمونه ،اما نه تنها پشیموننشدی که بدترم شدی؛فکر کردی مار درست اینه ،هرکاری کردی فراموش کنم.اما دیگه بسه .

_ تو داری تلافی یازده سال پیشو الان سر من در میاری؟

_ تلافی نیست. دارم یادت میارم .

جمله بعدی رو بلند تر گفت.

_ اصلا چرا نیارم؟ اینکه یازده سال پیش زدی، خراب کردی، شکوندی ،رفت پی کار خودش؟! تمومشد؟! فراموش شد؟ می‌دونی از وقتی فهمیدم با پسرت که می گفتی ،فقط خوشبختیش برات مهمه،چی کار کردی شرمم میومد بهت بگم مادر.

روی مبل نشست .

_  نمی خواستم به روت بیارم و چیزی بگم ، چون نه فایده داشت نه چیزی عوض میشد. اما وقتیدیدم، کسیو که منصور بخاطرش این همه سال دووم آورد و بخاطرش زنده موند ، که اگه این زننبود، منصور همون هشت سال پیش می رفت؛ تو با بی رحمی توی  این شهر بی صاحب ولکردیش به امون خدا و دلخوشیاشو گرفتی ،فهمیدم اشتباه کردم این همه سال طوری وانمود کردمکه اتفاقی نیفتاده.

«با آرساشاپ همراه باشید»

داشتم کلافه می شدم، از چی حرف می زدن ،چه اتفاقی تو گذشته افتاده بود که هنوز بعد این همهسال فراموش نشده بود .

منوچهر ادامه داد .

_الانم با  همه احترامی که براتون قائلم ، یکبار دیگه بخوای برای کتایون مزاحمت ایجاد کنی ، بههمون خدا قسم که من ..

حرفاش که به اینجا رسید سریع از اتاق بیرون اومدم و همونجا کنار در ،بین چهارچوب ایستادم. دلم نمی خواست بخاطر من با مادرش دشمن بشه و بی احترامی کنه. با اینکه دل خوشی ازمادرش نداشتم ،اما مادر بود و الان که قرار بود مادر بشم می تونستم درک کنم بی احترامی از بچهو‌ بی توجهی ازش چقدر می تونه سخت باشه.

_ منوچهر ، توروخدا ادامه نده. مادرته. من هیچیت نیستم. یه زمانی زن برادرت بودم ، الانم کهدیگه برادری نداری. لطفا ادامه نده

مادر منوچهر پوزخندی زد و‌پشت چشمی نازک کرد. انگار توی سینش جای قلب سنگ بود.

_ چرا برادری نداره؟ چون تو ازش گرفتی. می بینی منوچهر . من میگم این زنه جادوگره ناراحتمی شی. با این مظلوم بازیاش همه رو احمق فرض می کنه . مثلا می خوای بزرگیتو به رخمبکشی؟! از نظر من تو یه موجود پست و‌کوچیکی که آرزوهای بزرگشو با دست انداختن به این واون به دست میاره. منصور رفت ، تو هم کشتیش ؛اما مطمین باش من نمی زارم منوچهرمو ازمبگیری

یه قدم جلوتر اومدم و مستقیم توی چشماش زل زدم

_ مشکلتون با من چیه؟چرا سعی نکردین تو این سالها منو یکم دوست داشته باشین؟! تو همه اینسالها من دوستتون داشتم . این حرفا مظلوم نمایی نیست . شما برام قابل احترامین چون منصورازم همیشه می خواست هیچ وقت حرمتتونو‌نشکنم و‌منم تو این سالها به حرفش گوش دادم. حتیهمین الان که هر توهینی که دوست داشتین کردین و هر تهمتی که دلتون می خواست ، زدین ؛بازهم سکوت می کنم چون نمی خوام تن منصورو بلرزونم. که اگه بهش قولم نداده بودم باز اینکارو انجام نمی دادم.

دستاشو محکم به هم کوبید و کف زد.

_ حتما می خوای بهت جایزه هم بدم؟ خوب گوش کون ببین چی بهت می گم . گمشو از زندگی منو پسرم برو بیرون .این بار تورتو جای درستی پهن نکردی.

منوچهر که  ساکت بود از جا بلند شد و به سمت من اومد

_ من جای مادرم ازت معذرت می خوام.

این حرف منوچهر مثل بنزینی بود که آتش رو شعله ورتر‌ کر‌د

_ دستت درد نکنه ، آفرین آقا منوچهر . خوب حرمتمو زیر پاهات ، جلو چشم این مار خوش خط وخال له کردی.

بی حال شد و  روی‌مبل خودشو پرت کرد. منوچهر بی تفاوت ایستاده بود و‌نگاه می کرد بهآشپزخانه رفتم و‌با احتیاط ،از  روی شکسته های قوری رد شدم و‌لیوان از آب رو پر کردم

بیرون برگشتم . منوچهر همونجا ایستاده بود و حرکتی نمی کرد. لیوان و به سمتش بردم.

_ یکم از این آب بخورین.

دستمو‌ پس زود ، جوری که روی زمین افتادم. منوچهر وحشت زده به سمتم اومد و‌دستمو گرفتو‌از زمین بلند کرد و روی مبل نشوند

_ خوبی؟ چیزیت نشد؟

با سر گفتم که خوبم . نمی دونم چطور تو اون بی حالی باز جون تازه ای گرفت و از جا پرید.

_ ببین چطوری جادوت کرده که مادرت جلوت پرپر بزنه هم ، عین خیالت نیست.اونوقت برای اینبال بال می زنی

منوچهر کلافه تر ازقبل گفت:

_ به این بی حالی و غش و‌ضعفای الکیتون عادت دارم. یکبار برای همیشه این حرفو می زنم و‌دیگهتکرارش نمی کنم.کتایون تا زمانی که نیاز باشه تو این خونه می مونه و از الان تا آخر عمرم براش،هرکاری میکنم و هیچ کس حق اعتراض نداره حتی اگه شما باشی ، حتی اگه پدر باشه.

الانم لطف کنید از اینجا برید و بیشتر از این باعث نشین بینمون حرمتا شکسته بشه.

وقتی داشت این حرفارو می زد به صورت مادرش خیره شده بود، توی تک تک  اجزای صورتشواکنش رو می دیدم، تنفرو خشمو می شد تو چشماش که مردمکش از شدت عصبانیت و استرسجمع شده بود، دید . کیف دستیشو از روی زمین کنار مبلی که روش نشسته بود برداشت.

_ یه پسرم مرد، توهم برام مردی. من دیگه بچه ای ندارم.

همینطور که آه و‌لعنت می کرد از آپارتمان خارج شد و‌درو‌پشت سرش کوبید.

ادامه دارد….

رمان آنلاین نیمه کاره ما پارت۱۰

به قلم نگاه خانی

نمی دونم چندمین باری بود که صدای قلبشو عقب  می بردم و از اول گوش می دادم. کاش میشداین صدا ، تنها صدایی باشه که تو خلوت و تنهایی اتاق کوچیک مسافرخونه، پخش می شد.

فکری به ذهنم رسید . فیلم رو به عقب بردم و با  برنامه ضبط گوشیم صدارو‌ضبط کردم. کیفیتش  زیاد خوب نشد چون صدای محیط اطراف رو‌هم می شد شنید . اما همین کافی بود برام. برایشبهام، برای تنهایی هام، برای بی کسی هام..

چند روزی از خبر بارداری غافلگیر کنندم گذشته بود. حال تهوع ها و بی حالیام بیشتر شدهبود. غذای درست و‌حسابی نمی خوردم جز وعده های ناهار توی شرکت که اونم همیشه بابمیلم نبود و حتی به بعضیاش حساسیت پیدا کرده بودم و‌حالت تهوعم رو بیشتر می کرد. نمیشد تو مسافرخونه آشپزی کرد و مجبور بودم مدام از بیرون غذا تهیه کنم که نه به صرفه بود نهمورد علاقم. دلم برای غذای خونگی لک زده بود.

جواب تلفنای مامانمو یکی در میون می دادم و هربار به بهانه ای سریع قطع می کردم. خداروشکر اونقدر سرگرم زندگی خودش بود که برای دیدنم هم زیاد اشتیاق نداشت و این خیلیخوب بود. چون هنوز نمی دونست من خونه مو‌ ، دو دستی تقدیم مادر منصور کردمو الان دارمتوی یه اتاق ، ته شهر شبامو می گذرونمو و روزامو سپری می کنم.

تصمیم داشتم با پس اندازی که داشتم و‌پول طلاهایی که کمم نبود یه خونه پیدا کنم. اما با دیدنقیمتا هوش از سرم پرید و فقط می تونستم یه خونه خیلی کوچیک اونم تو نقطه خیلی معمولیشهر اجاره کنم ، بدون اینکه برای خونم بتونم‌لوازمی بخرم.

اونشبم خسته از گشتنای بی نتیجه دنبال خونه به مسافرخونه برگشتم. چشمم به عکسسونوگرافی روی میز افتاد و برش داشتم .عکس سونوگرافی توی دستم با همون خطوط عجیبو درهم و‌برهم و‌نقطه های سفید که شبیه همه چیز  بود جز آدم منو مات خودش کرده بود.

_ واس چی می خوای بیا؟ اصلا کی گفته بیای؟ اینجا کسی منتظرت نیست بچه. منم دیگهدوست ندارم بیای. نمی خوام بیای تو‌بدبختیام سهیم بشی.

این دنیا اونقدرا که فکر می کنی هم قشنگ نیست. اصلا قشنگ نیست.

ببخش که زودتر متوجه نشدم تو دلم جاخوش کردی، چون مطمین باش نمی ذاشتم اونقدریرشد کنی که قلبت شکل بگیره و‌روح بیاد تو جسمت که از بین بردنت،بشه قتل نفس.

اگه زود می فهمیدم هستی ، تو همون نطفه خفت می کردم.

اگه می خوای خوشبخت بشی، نیا ، همونجا نیومده راهتو کج کنو و‌برگرد . برگرد و پا نزار توجهنمی که اسمشو گذاشتن زندگی.

پا نزار تو دنیایی که خیلیا برای مردن ، دارن لحظه شماری می کنن.

نیا و یه درد دیگه به دردام اضافه نکن.

«باآرسا شاپ همراه باشید»

حرفا و‌دردودلام با جنینی که داشت تو وجودم رشد می کرد و‌بزرگ می شد تمومی نداشت. نمیدونستم باید چی صداش بزنم؟! اصلا نمی دونستم قراره دختر باشه یا پسر؟ قرار بود چه شکلیبشه؟

تمام سلولهای بدنم برای داشتنش پر می کشید اما عقلم مانع می شد تا به این ذوق کردنا ادامهبدم.

من مادر بودم ، یعنی قرار بود مادر باشم.. مادری که قرار بود پدرم باشه، قرار بود خواهر و برادرمباشهاونم تنها.. تنها توی این دنیای درن دشت و بی سروتهی که هیچ روزش شبیه بهمنیست. دنیایی که خوشیاش زودگذرو بدبختیاش تمومی نداره و دنباله دار این زندگی پر ازعذابه.

زده بود به سرم که با دستای خودم بلایی سر بچم بیارم و اجازه ندم محکوم به زندگی تو  دنیایرنگی و‌پر از درد و‌دروغ بشه. اما نه جراتشو داشتم نه توانشو.

تازه می فهمیدم مادر بودن یعنی چی!!مادر بودن یعنی همین، یعنی همین ترسی که برای آیندهنامعلوم بچت داری، مادر بودن یعنی همین حسی که با وجود اینکه نه دیدیش ، نه صداشوشنیدی اما دلت پر می کشه برای داشتنشو ، لمس کردنش..

من مادر بودممادر

به هر زحمتی که به خودموبه ماشین شرکت رسوندم . دستم رو دستگیره در نرفته بود که آقارسول نگهبان در ورودی به سمتم دوان دوان اومد.

_ خانم محتشم

_ جانم بابا رسول

با دست به در ورودی اشاره کرد

_ یه آقایی اونجا ایستاده، میگه برادرتونه. می خواست شما رو ببینه.

دستگیره رو نگرفته رها کر‌دم

_ چرا نزاشتی بیاد تو؟

_ راستش آقای رییس از زمان اوج گیری کرونا رفت و‌آمد عموم رو قدغن کردن

نیشخندی روی لبم نشست

_اگه نگران بیماری بود دو روز این خراب شده رو تعطیل می کرد و جون مردمو به بازی نمیگرفتممنون آقا رسول

از در خارج شدم که کامرانو با توپ پر و عصبانی دیدم کنار ماشینش ایستاده. ماشینی کهبخش قابل توجهی از پولشو‌ من بهش داده بودم؛ اونم به عنوان قرض. قرضی که هنوز با گذشت۴ سال حتی یک ریالشو پس نداده بود. شصتم خبر دار شد اتفاقی که ازش می ترسیدم افتاده. مطمین بودم متوجه شدن که من دیگه تو خونه خودم نیستم. باید از دیروز که تلفنم با تماسایمنوچهرو  مامان به رگبار بسته شده بود اینو متوجه می شدم.  نزدیکم شد. هنوز حرف نزدهبودم که با داد گفت:

_ کدوم گوری شبا سرتو می زاری زمین؟

با ترس تو چشماش نگاه کردم .

_ از چی حرف می زنی؟

_ فکر کردی من بی غیرتم که نفهمم خواهرم شبا کجا می خوابه؟ کجا می ره؟ ده روزه از خونهبیرون اومدی و تن لشتو نیاوردی خونه. شبا کجا می مونی. کجا می ری؟

«باآرسا شاپ همراه باشید»

اونقدر داد می زد که نزدیک بود رگ گردنش که میدونم بخاطر غیرت داشتش نبود، می زد بیرون. بخاطر این بود که دیگه نمی تونست خونه منو پاتوق کنه برای وقتایی که از کار اخراج میشهتا مامان و‌ بابا متوجه نشن باز دسته گل به آب داده.

_ کامران آر‌وم باش اینجا محل کارمه

_ می زاشتی خاک اون بدبخت خشک می شد ، بعد شروع

دیگه نفهمیدم چی شد و چرا اینطور شد. انگار دق و‌دلی این چند مدت رو نگه داشته بودم تا سرکامران خالی کنم. محکم زدم زیر گوشش اونقدر‌محکم که صداش تو همهمه اونجا شنیده شد ودستم حسابی درد گرفت. با چشمای ماتش به من خیره شد . قدرت گرفته بودم، یکبار برای همیشهباید انقلاب می کردم و اجازه نمی دادم که کسی جز خودم بخواد برایم تعیین و‌تکلیف کنه و بهمنی که جز منصور چشمای دیگه ای رو ندیده بودم و‌دستای دیگه ای رو لمس نکرده بودم، تهمتبزنه

_ مواظب باش از دهنت چی میاد بیرون. تو بزرگتر من نیستی که اگه بابا هم الان اینجابودهمینو به خودشم می گفتم، چون اونم برام بزرگتری نکرده. از۲۰ سالگیم رو پای خودموایستادم تا الان. یه چوب‌کبریتم به من ندادین که الان می خواین، بشین همه کاره من و فضولیکنید تو زندگیم. بزرگیتو وقتی می تونی به رخم بکشی که یکبار،  فقط یکبار برام بزرگتری کردهباشی. تو حق نداری به من تهمت بزنی . می دونی چرا نیومدم خونه و‌حاضر شدم شبا تومسافرخونه کثیف ته شهر سرمو بزارم زمین ؟؟ چون حالمو بد می کنید. چون سوهان روحو‌روانمین. چون دلم نمی خواست این رگ گردن باد کردنای الکی و غیرتای بی جا رو ، ببینم. اونروز که هیچکس نبود بیاد برای ترخیصم از بیمارستان کجا بودی ؟ زنگم زدم بهت گفتیگرفتاری. چرا نیومدی برای خواهرت بزرگتری کنی؟کامران گم میشی می ری و‌دیگه هیچ وقتدوروبر من آفتابی نمیشی که اینبار می دمت دست پلیس.

شده بود شبیه میر غضب. نفساشو با حرص بیرون میداد .خون افتاده توی چشماش ترسناکشکرده بود. الان وقت ترسیدن نبود و نباید کم میاوردم. مقابلش ایستاده بودم  . محکم، بی ترس. بدون لرزش بدن و‌صدا.

شاید هرکس دیگه ای بود ، به فکر فرو می رفت و یکم به من حق می داد اما چه فایده که نرود میخآهنین در سنگ.

نفس آخرشو وقتی بیرون می داد که با عصبانیت دستشو به سمتم آورد و گوشه آستین مانتوموکشید . منو به سمت ماشینش می برد

_ این طوری نمیشه . باید آدم بشی ،گمشو بیا، حرفای زیادی، غلطای زیادی

سعی می‌کردم خودمو از دستش خلاص کنم . پاهامو محکم رو زمین می کشیدم یجا تعادلشو ازدست داد و دستمو ول کرد . محکم روی زمین افتادم.  با لگد به پهلوم زد .

_بلند شو

داد زدم اما از درد نبود از ترس بود.

بچمخدای من نکنه بلایی سرش بیاد. این همه استرس این همه ترس ،این ضربه

دیگه به هیچ چیز و هیچ کس فکر نمی کردم . نه مردمی که اونجا بودن ، برام اصلا مهم‌نبود .نهمهم بود نگاه پرسشگر همکارایی که قرار بود بازم تو چشمشون نگاه کنم. فقط نگران بچم بود.

کامران دوباره دست انداخت و بازومو گرفت که بلندم کنه اما من خودمو به زمین چسبونده بودم. دوباره پاشو برد عقب و یه ضربه دیگه زد . اینبار دستامو محکم روی کمرم گذاشتم و منتظرضربه بعدی شدم

_ چی کار داری می‌کنی عوضی ؟!

صدای منوچهر بود اینو از شباهتش به صدای منصور خیلی خوب می شناختم

دستامو از کمرم  جدا کردم و با چشمای خیس به منوچهری که یقه کامرانو گرفته بود زل زدم .

منوچهر.. ..بچم

ادامه دارد…..

 

🗞مجله مَد | «این دیگه چرا»

🔸️قسمت ششم از مجموعه «این دیگه چرا» به اسپیکرهایی تلفیقی، سخنرانان حزب‌باد و مشاورین سردرگم پرداخته و می‌پرسد:
«با همه ریمیکس، با کویتی‌پور هم ریمیکس؟!»

🎭همراه باشید با:
مجله مَد| مجله الفبای درون.

سراسرنمایی در شب از بام کاروانسرای دِیرِ گچین.
قدمت این کاروانسرا به دورهٔ شاهنشاهی ساسانی می‌رسد.

 

اقلیم:

دیر گچین اقلیمِ بیابانیِ خشک دارد که گرمای شدید و اختلاف دمای زیاد بین روز و شب از ویژگی‌های آن است. بارش سالانه این منطقه ۴۰ تا ۵۰ میلی‌متر است؛ بنابراین تنها گیاهان قادر به رشد در این منطقه، گیاهان مقاومی چون گز و تاغ هستند و کشاورزی امکان‌پذیر نیست. این ناحیه جزء حوضه رسوبی بسته کویر بزرگ نمک بوده که دارای زیرحوضه‌هایی چون دریاچه حوض‌سلطان و غرب دریاچه نمک است. وجود سفره‌های زیرزمینی باعث می‌شود موادِ نمکیِ لایه‌هایِ رسوبی به سطح زمین بیایند. فرایند بالا آمدن آب و تبخیر آن در این لایه‌ها در مجاورت گاز کربنیک، اسید می‌سازد که با ترکیب مجدد با این رسوبات، نمک‌های تازه‌ای تشکیل می‌شود. این فرایندها یکی از علل خوردگی و فرسایش پایه‌های دیوار دیر گچین در طول زمان بوده‌است. از آن‌جا که ارتفاع این ناحیه نسبت به فلات ایران کم است (۸۰۰ متر در مقایسه با ارتفاع ۲۰۰۰ متری فلات ایران)، تقریباً از دوران چهارم زمین‌شناسی، دچار تحولات زمین‌شناختی نشده، و تغییر شکل آن تنها در اثر فرسایش و رسوب رودهای کرج، شور، قره‌چای، و قم‌رود است.

 

 

 

 

مادر کاروانسراهای ایران شاید یکی از زیبنده‌ترین نام‌هایی باشد که می‌شود برای بنایی معظم و کهن‌سال در دل بخشی از پارک ملی کویر ایران نهاد. چه آنکه او را بیش از ستودند و باید ستایش کرد.

 

 

 

 

 

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، حدود 1570 سال قبل، نه خبری از معماران مدرن امروز بود و نه مهندسان راه و شهرسازی کنونی حضور داشتند اما انسان‌هایی برخوردار از ذهن خلاق و مدیرانی ژرف‌اندیش سنگ بنای مجموعه‌ای را نهادند که قرن‌ها نسل به نسل منشأ خدمات و بهره‌های فراوان برای ایرانیان شد.

 

 

 

 

کاروانسرای دِیرِ گچین یکی از بزرگ‌ترین کاروانسراهای ایران، بر سر راه جاده تاریخی ری به قم در مرکز پارک ملی کویر قرار دارد. ویژگی‌های منحصربه‌فرد این اثر باعث شده آن را «مادر کاروانسراهای ایران» بنامند. دیر گچین در بخش مرکزی شهرستان قم، ۸۰ کیلومتری شمال شرقی شهر قم (کیلومتر ۶۰ بزرگراه گرمسار)، و ۳۵ کیلومتری جنوب غربی ورامین واقع شده‌است. این بنا را به‌خاطر داشتنِ گنبدی از جنس گچ دیر گچین نامیده‌اند، اما اکنون چنین گنبدی در بنا وجود ندارد. بنای کاروانسرا مربوط به دوره ساسانی است و آن را در دوران سلجوقیان، صفویان، و قاجاریان مرمت و بازسازی کرده‌اند. شکل کنونی آن متعلق به دوران صفویه است. این کاروانسرا در راه باستانی ری به اصفهان مشهور به «راهِ دیر» قرار دارد. در پی تغییر جاده تهران به قم از راهِ دیر به مسیر حسن‌آباد در زمان امین‌السلطان، دیر گچین متروکه شد و افراد محلی از آن برای نگهداری دام استفاده بردند.

 

 

 

 

 

ساختمان دیر گچین به‌صورت چهار ایوانیِ دورهٔ سلجوقی است و حدود ۱۲٫۰۰۰ متر مربع وسعت دارد. فضاهای موجود در آن را می‌توان به فضاهای انسانی، دامی و رفاهی تقسیم کرد. این بنا دارای چهار برج گرد در گوشه‌ها است و دو برج با قاعدهٔ نیم‌بیضی در دو سوی سردر اصلی قرار گرفته‌اند که سردر، خود در وسط دیوار جنوبی جای دارد. در دیر گچین همچنین ۴۴ اتاق مسکونی یا حجره، ۴ تالار (اصطبل) بزرگ، مسجد، شبستان خصوصی (دستگاه مستقل و بخش اعیانی)، انبار علوفه، آسیاب، حمام و ۶ چشمه توالت وجود دارد. مصالح به‌کاررفته در دیر گچین آجر، آهک، خشت و گچ است. مسجد به صورت چهارطاقی است، احتمالاً در محل آتشکده‌ای ساسانی ساخته شده‌است، و در آن هیچ‌گونه تزییناتی دیده نمی‌شود. در اطراف کاروانسرای دیر گچین تعدادی بنا به‌صورت مجموعه وجود دارد؛ مانند دو آب‌انبار در پشت ضلع غربی و نزدیک به حمام، یک کوره آجرپزی، یک آب‌بند و قبرستانی متعلق به دوران اسلامی در ضلع جنوب غربی است که روی قبرهایش را با آجر پوشانده‌اند. در ۵۰۰ متری شرق کاروانسرا، بنایی خشتی‌گلی از دورهٔ قاجار وجود دارد که به‌شکل قلعه است و فقط یک دروازهٔ ورودی دارد.

 

 

نیوشا رحمانی

آدرس اینستاگرام : newsharahmaniofficial

مجله مَد | «این دیگه چرا»

🔸️قسمت پنجم از مجموعه «این دیگه چرا» به اسپیکرهایی با اعتماد به نفس تمام‌نشدنی ، به سخنرانانی که دو تار صوتی خود را از فرط عربده از دست داده‌اند و همایش‌های انگیزشی هَپی‌اِند پرداخته و می‌پرسد:
«با همه آره، با هستی هم آره؟»

🎭همراه باشید با:
مجله مَد| مجله الفبای درون

 

چیست .

کلمه‌ی اسپویل (Spoil) در لغت معنای مختلفی دارد اما در مباحثی مانند فیلم و بازی بیشتر یک اصطلاح است تا اینکه یک کلمه باشد. کلمه‌ی اسپویل (Spoil) در اصطلاح به معنی افشا سازی و لو دادن می‌باشد . شاید بسیار در پست‌های اینستاگرام عبارت خطر اسپویل شدن، به چشمتان خورده باشد.

در واقع این یک اخطار به شما می‌باشد، که اگر این ویدئو رو ببینید، داستان فیلم لو خواهد رفت. البته spoil کردن از کودکی همواره با ما بوده است . داستانی که از سر ذوق و هیجان پیشاپیش ماجرای فیلم را هنگامی که در حال مشاهده آن بوده‌ایم تعریف می‌کردند و لذت و هیجان دیدن فیلم را از بین می‌بردند.

در اینجا به چندین اسپویل معروف که اخیرا شکل گرفته اشاره می‌کنیم :

اسپویل گیم اف ترونز در فصل هفتم سریال بازی تاج و تخت یا همان سریال game of thrones ناگهان اتفاقی رخ داد که کلیه عوامل و سازندگان این سریال را در شوک بزرگی فرو برد چرا که قسمت‌های ۱ تا ۴ این سریال خیلی زودتر از پخش آن در شبکه hbo در اینترنت منتشر شد. این اسپویل را می‌توان یکی از اسپویل‌های بزرگ دانست چرا که سریال بازی تاج و تخت نیز طرفداران بسیاری داشته و با این حرکت جنجال‌های بسیاری رخ داد. نکته جالب توجه این است که لو دادن سریال بازی تاج و تخت و هک شبکه hbo، توسط یک ایرانی بنام بهزاد مصری رخ داده بود.

اسپویل سریال شهرزاد یکی دیگر از اسپویل‌های ایرانی مربوط به سریال شهرزاد است که در آن یکی از بازیگران نقش‌های حاشیه‌ای ( مل‌مل خدمتکار بزرگ آقا) خانم ساقی زینتی در اقدامی غیر حرفه ای در مصاحبه‌ای پیش از انتشار پایان‌بندی سریال شهرزاد، در مورد اتفاقات این سریال از جمله مرگ بزرگ آقا و ازدواج فرهاد و شهرزاد و … خبر داده بود که در زمان خود حواشی بسیاری را ایجاد کرده بود.

اسپویل سریال کیمیا توسط مهراوه شریفی نیا در اینستاگرام در سریال کیمیا نیز که یکی از سریال‌های جذاب برای مخاطبین تلویزیون بود، مهراوه شریفی نیا پیش از انتشار قسمت‌هایی از این سریال ، با انتشار عکسش با لباس عروس در اینستاگرام در مورد پایان‌بندی این سریال نیز افشاگری‌هایی انجام داده بود.

مثل همه‌چیزهای دیگر در سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، فهرست امن‌ترین کشورهای دنیا برای سفر در سال ۲۰۲۱ هم با همیشه تفاوت دارد؛ چراکه در کنار سایر مشکلات و مسائلی که همیشه در بعضی از کشورها وجود داشته، این بار کل دنیا درگیر همه‌گیری کرونا است. شاید گمان کنید چه فایده‌ای دارد اگر فهرست امن‌ترین کشورهای دنیا را معرفی کنیم وقتی امکان مسافرت وجود ندارد؟ به‌هرحال، هیچ‌چیزی برای همیشه باقی نمی‌ماند و کرونا هم از این قاعده مستثنا نیست. به‌زودی، دوباره می‌توانیم به دور دنیا سفر کنیم و هر زمانی که این امکان فراهم شود، بیشتر از همیشه لازم است که مقصدهای امن سفر را بشناسیم.

امن‌ترین کشورهای دنیا برای سفر چطور انتخاب شده‌اند؟

وب‌سایت Berkshire Hathaway Travel Protection هرسال فهرستی از امن‌ترین کشورهای دنیا برای سفر را انتخاب می‌کند. برای انتخاب این فهرست، درمورد شرایط این کشورها در ۳ سال اخیر تحقیق کرده‌اند. علاوه بر این، از معیارهایی مثل شاخص جهانی صلح هم برای تهیه این رتبه‌بندی استفاده شده است. همچنین، به مواردی مانند عملکرد کشورها در کنترل همه‌گیری توجه کرده‌اند.

حتی اگر بعد از تمام‌شدن همه‌گیری هم ‌سفر بروید، توانایی کنترل بحران بهداشتی یکی از نشانه‌های امن‌بودن یک کشور برای سفر است.

۱۰ کشور امن دنیا برای سفر

۱. کانادا

کانادا - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: حضور نداشت

کانادا، در نظرسنجی‌های انجام‌شده، به‌عنوان امن‌ترین مقصد سفر انتخاب شده است. علاوه بر این، این کشور از نظر کنترل همه‌گیری کرونا هم رتبه خوبی کسب کرده است.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

دکتر ساینا

ونکوور و مونترال دو شهر از زیباترین شهرهای دنیا هستند که قطعا دیدن آنها ارزش سفرکردن دارد. دو نمونه از زیباترین پارک‌‌ملی‌های دنیا یعنی پارک‌ملی بنف و پارک‌ملی جاسپر در کانادا قرار دارند.

۲. نیوزیلند

نیوزیلند - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۳

نیوزیلند از نظر کنترل همه‌گیری کرونا یکی از بهترین کشورهای دنیا بوده است. نیوزیلند کشوری آرام و زیباست و در بیشتر نظرسنجی‌ها، به‌عنوان یکی از امن‌ترین کشورهای دنیا برای سفر انتخاب می‌شود.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

در نیوزیلند انواع جاذبه‌های زیبای طبیعی را می‌توانید تماشا کنید، از قله‌های پوشیده از برف گرفته تا جنگل‌های زیبا و بارانی. جالب است بدانید این کشور لوکیشن فیلم‌برداری مجموعه فیلم‌های ارباب حلقه‌ها بوده و هنوز هم از آن زمان به‌بعد، محبوب علاقه‌مندان به سفر و علاقه‌مندان به این فیلم است.

۳. استرالیا

استرالیا - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۱

استرالیا هم مثل نیوزیلند عملکرد خوبی در کنترل همه‌گیری کرونا داشته و در بیشتر نظرسنجی‌ها به‌عنوان مقصد امنی برای سفر معرفی می‌شود. استرالیا کشوری امن و آرام است.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

سیدنی یکی از زیباترین شهرهای دنیاست و ملبورن و بریزبن هم هیچ دست‌کمی از آن ندارند. زیبایی خصوصا زیبایی طبیعی را می‌توانید در گوشه‌وکنار این کشور ببینید، از سواحل زیبا در مجاورت جنگل‌های بارانی گرفته تا مکان‌های دورافتاده و کمی ترسناک با زیبایی خیره‌کننده.

۴. ایسلند

ایسلند - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۷

ایسلند همواره مقصدی محبوب برای گشت‌وگذار بوده و از نظر صلح و آرامش رتبه بالایی دارد. در کنترل همه‌گیری کرونا نیز این کشور عملکرد خوبی داشته است.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

نواحی اطراف منطقه ریکیاویک یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری این کشور است. این کشور چشمه‌های طبیعی آب گرم متعددی دارد. اگر از علاقه‌مندان به طبیعت باشید، از زیبایی خیره‌کننده مناظر در ایسلند لذت می‌برید.

۵. سوئیس

سوئیس - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۶

سوئیس در شاخص جهانی صلح در رتبه دوم قرار دارد. وصف زیبایی این کشور را حتما شنیده‌اید و تصاویر زیبای آن را احتمالا دیده‌اید. این کشور همواره یکی از امن‌ترین کشورهای دنیا برای سفر بوده است.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

گوشه‌وکنار سوئیس پر از جاذبه دیدنی است. کوه‌ها، خطوط ریلی، شکلات، دریاچه‌ها و در مجموع طبیعت بی‌نظیر سوئیس مهم‌ترین جذابیت آن برای گردشگران است.

۶. آلمان

آلمان - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۲۴

آلمان از نظر مدیریت همه‌گیری کرونا رتبه خوبی کسب کرده است. این کشور معمولا در بیشتر نظرسنجی‌ها رتبه‌های بالایی دارد.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

آلمان یکی از مهم‌ترین مقصدهای گردشگری دنیاست. برای هر مسافر با هر سلیقه‌ای جاذبه‌ای دارد. از قلعه‌های تاریخی گرفته تا سفر با کشتی‌های تفریحی در رودخانه‌ها، از گالری‌های هنری مدرن تا محیط‌های شهری جذاب مثل برلین.

۷. سوئد

فنلاند - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۲

این کشور با وجود اینکه اقدامات تازه‌ای برای کنترل کرونا داشته، ولی عملکرد کلی‌اش در کنترل همه‌گیری کمی بهتر از حد متوسط است. در نظرسنجی‌ها، معمولا جایگاه متغیری دارد؛ ولی از نظر شاخص جهانی صلح در جایگاه خوبی قرار گرفته و در نتیجه، مقصد امن و آرامی برای سفر است.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

بیشتر گردشگران سوئد به شهر استکهلم سفر می‌کنند. منتها نواحی شمالی این کشور نیز بسیار زیباست و بکر مانده است.

۸. ایتالیا

ایتالیا - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۴

با وجود اینکه ایتالیا در ابتدای همه‌گیری کرونا با بحران مواجه شده بود، توانست از پس مدیریت آن بربیاید. اکنون ایتالیا توانسته به‌اندازه سایر کشورهای اروپایی همه‌گیری را کنترل کنند.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

شهرهای ایتالیا در ابتدای همه‌گیری و تعطیلات ناشی از آن، از نظر اقتصادی به‌شدت آسیب دیدند. حتما تصاویری از ونیز خالی از گردشگر را دیده‌اید. ایتالیا جاذبه‌هایی فراتر از ونیز دارد. از توسکانی تا سیسیل، این کشور جاذبه‌های طبیعی و شهری متعددی دارد که حتما از دیدن آنها لذت می‌برید. البته نباید غذای بی‌نظیر آن را فراموش کرد.

۹. ایرلند

ایرلند - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۸

ایرلند کشوری آرام و امن است و همه‌گیری کرونا را تقریبا به‌خوبی مدیریت کرده است. این کشور همیشه یکی از مقصدهای محبوب نظرسنجی‌هاست.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

برای لذت‌بردن از زیبایی‌های این کشور کافی است یک خودرو اجاره کنید و رانندگی در مجاورت ساحل را تجربه کنید.

۱۰. ژاپن

ژاپن - امن ترین کشورهای دنیا برای سفر

رتبه سال قبل: ۱۰

ژاپن یکی از بهترین کشورهای دنیا از نظر مدیریت همه‌گیری کروناست. این کشور از نظر امن‌بودن و صلح و آرامش، همیشه رتبه‌های بالایی دارد و در ۳ سال اخیر، همیشه بین رتبه‌های هفتم تا چهاردهم فهرست امن‌ترین کشورهای دنیا برای سفر بوده است.

مهم‌ترین جاذبه‌ها

از سرعت بالای زندگی در توکیو تا زیبایی خیره‌کننده هوکایدو، ژاپن جاذبه‌های فراوانی برای همه سلیقه‌ها دارد. ضمنا ژاپن در سال ۲۰۲۱ میزبان المپیک ۲۰۲۱ است که یک سال عقب افتاد.

رده‌بندی کامل بر اساس گروه سنی

  • برای جوانان از ۲۵ تا ۴۴ سال

  1. کانادا؛
  2. استرالیا؛
  3. نیوزیلند؛
  4. آلمان؛
  5. ایسلند؛
  6. سوئیس؛
  7. ایتالیا؛
  8. سوئد؛
  9. ایرلند؛
  10. سنگاپور.
محبوب‌ترین چمدان‌های مسافرتی را ببینید
  • برای مسافران میان‌سال از ۴۵ تا ۵۴ سال

  1. کانادا؛
  2. نیوزیلند؛
  3. استرالیا؛
  4. ایسلند؛
  5. سوئیس؛
  6. آلمان؛
  7. سوئد؛
  8. ایرلند؛
  9. ایتالیا؛
  10. سنگاپور.
  • برای مسافران مسن از ۵۵ سال به بالا

  1. کانادا؛
  2. استرالیا؛
  3. نیوزیلند؛
  4. ایسلند؛
  5. سوئیس؛
  6. آلمان؛
  7. سوئد؛
  8. ایتالیا؛
  9. ایرلند؛
  10. ژاپن.

عجیب ترین شغل های دنیا که شما را در سرگرمی و لذت غرق می‌کنند

 ۴

برخی افراد برای کار ۸ صبح تا ۵ عصر ساخته نشده‌اند خوشبختانه مشاغل زیادی وجود دارند که غیرعادی و در عین حال جذاب هستند و حقوق خوبی هم دارند
مثلا شغل تست‌کننده‌ی بستنی، برای کسانی‌ که عاشق شیرینی‌جات و بستنی هستند، پیشنهاد شغلی وسوسه‌کننده‌ای است. در این مقاله شما را با عجیب‌ ترین شغل های دنیا آشنا خواهیم کرد که بسیار لذت‌بخش و سرگرم‌کننده هستند.

 

شاید در نگاه اول، عبارت «شغل جالب»، عبارتی متناقض به‌نظر بیاد یا مثل بعضی‌ها، شما هم معتقد باشید که کارکردن اگر جالب بود که دیگر کار حساب نمی‌شد.

حتی افرادی که شغل‌شان را دوست دارند و کار مورد علاقه‌شان را انجام می‌دهند، گاهی دل‌شان می‌خواهد که تعطیلات درست و حسابی داشته باشند؛ منظور از درست و حسابی، کمی بیشتر از بستنی خوردن یا گذراندن کل جمعه‌ها در جزیره‌ی شخصی خودتان (اسم لاکچری برای تخت‌خواب شما) است.

دکتر ساینا

شاید عجیب یا حتی متوهمانه به‌نظر برسد، اما هریک از سه موردی که در جمله‌ی قبلی خواندید (بستنی خوردن، خوابیدن و زندگی در یک جزیره‌ی شخصی) به‌خودی‌خود یک شغل شریف هستند. باور کنید!

اگر دوست دارید با عجیب‌وغریب‌ترین شغل‌ها، شغل‌هایی که به‌طور غیرقابل‌باوری سرگرم‌کننده و لذت‌بخش هستند، آشنا شوید؛ این شما و این هم ادامه‌ی مقاله!

هشدار: به‌احتمال زیاد بعد از خواندن این مقاله، عباراتی مثل «راه‌های استعفا از شغل فعلی برای تبدیل شدن به یک پری دریایی» را در گوگل جست‌وجو خواهید کرد.

۱. چشنده‌ی بستنی

تست کننده بستنی-عجیبترین شغلها

چشنده‌ی بستنی یکی از عجیب ترین شغل های دنیاست، در این شغل شما برای بستنی خوردن حقوق می‌گیرید و با این حقوق به‌خوبی از پس مخارج زندگی بر‌می‌آیید. حقوقِ شغلِ دانشمندِ موادِ غذایی، یا همان چشنده‌ی بستنی به گزارش فوربس حدود ۵۶ هزار دلار در سال و به‌عبارت وطنی حدود ۱۹ میلیون تومان در ماه است. (محاسبات با دلار ۴۲۰۰ تومنی انجام شده است.)

۲. پرنسس دیزنی

پرنسس-عجیبترین شغلها

این شغل با حقوق ۳۰ هزار دلار در سال چندان پردرآمد به‌حساب نمی‌آید، اما مزایای زیادی مثل ۵۰ درصد تخفیف در سفر، ۴۰ درصد تخفیف غذا و ورودیه رایگان به پارک‌ها را دارد. البته پوشیدن لباس شاهزاده‌ها و بازی در نقش پرنسس‌ها را هم به مزایای آن اضافه کنید.

۳. تگ کننده‌ نت فلیکس

تگر-عجیبترین شغلها

نت فیلیکس وب‌سایت پخش فیلم و سریال است. این سازمان کارمندان نیمه‌وقتی دارد که موظف‌اند فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی را تماشا کنند و هریک را با توجه به ژانر اثر تگ کنند. داشتن این شغل، کار آسانی نیست؛ تعداد تگرهای تیم نت‌فیلیکس محدود است، اما کسانی که برای این شغل انتخاب می‌شوند، بسیار خوش‌شانس هستند.

جاش گرل یکی از تگرهای نت‌فلیکس در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست در سال ۲۰۱۵ ادعا کرده که بدون شک این شغل، بهترین شغل دنیاست. البته آقای گرل چندان بیراه هم نگفته، تماشای فیلم و گرفتن حقوق برای این کار، به‌خصوص برای افرادی که عاشق تماشای فیلم هستند، ایده‌آل به‌نظر می‌رسد.

۴. پری ‌دریایی حرفه ای

یک شغل رؤیایی دیگر با درآمدی بالا؛ درآمد پریِ دریایی‌های حرفه‌ای به‌ویژه در مراسم‌های خاص مثل مهمانی‌های تولد به ۳۰۰ دلار در ساعت نیز می‌رسد. کاری که آنها انجام می‌دهند، ایفای نقش پریِ دریایی است. آموزش شنا از دیگر کارهایی است که پریِ دریایی انجام می‌دهد.

۵. بازیگر نقش جسد

جسد-عجیبترین شغلها

احتمالا در نظر بسیاری این شغل خیلی جالب نباشد، اما اگر بدانید که تنها برای خوابیدن مثل یک جسد ۲۰۰ دلار حقوق می‌گیرید، شاید نظرتان عوض شود؛ البته افتخار نقش‌آفرینی در یک فیلم یا سریال را هم به مزایای آن اضافه کنید! این شغل برای به‌دست آوردن پول زیاد در زمان کم، چندان هم بد نیست.

۶. بیکار حرفه ای

بیکار-عجیبترین شغلها

این یکی نوبر است! آژانس مسافرتی TUI در سوئد، افرادی را استخدام می‌کند که به‌معنای واقعی کلمه بیکار بگردند و کاری انجام ندهند! شرایط کار به این صورت است که لباس‌های تابستانی خود را می‌پوشید، لم می‌دهید، مطالعه می‌کنید، موسیقی گوش می‌کنید و یا اینکه اطراف را نگاه می‌کنید و… (هر طور که مایلید). حتی نیاز نیست که سحرخیز باشید تا رأس ساعت معینی به کارتان برسید. ساد‌ه‌تر بگوییم، بیکار می‌چرخید و پول می‌گیرید.

۶. ساقدوش عروس حرفه ای

ساقدوش-عجیبترین شغلها

ساقدوش بودن شاید خیلی آسان نباشد، اما بسیار جالب به‌نظر می‌رسد. جن گلنتز مؤسس شرکت اجاره‌ی ساقدوش، افرادی را به‌عنوان ساقدوش عروس در اختیار مراسم عروسی قرار می‌دهد. هویت واقعی این افراد برای مشتریان ناشناس است. دستمزد ساقدوش‌ها برای هر عروسی ۳۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار است.

۷. نویسنده‌ شیرینی های شانس

شیرینی شانس-عجیبترین شغلها

در این شغل باید فال و جمله‌های مربوط به شانس و پیشگویی را روی کاغذ بنویسید. این کاغذ‌ها در میان شیرینی‌های شانس قرار می‌گیرند. به نوشته‌ی وب‌سایت ehow.com این افراد به‌ازای نوشتن برگه‌های فال، حدود ۴۰ هزار دلار در سال دریافت می‌کنند.

۸. کارمند خوابیدن

خواب-عجیبترین شغلها

یکی دیگر از عجیب ترین شغل های دنیا این است که بخوابید و پول بگیرید! ناسا افرادی را برای شرکت در تحقیقات استراحت در رختخواب استخدام می‌کند. در یکی از تحقیقات ناسا، به شرکت‌کنندگان ۵ هزار دلار در ماه حقوق تعلق گرفت. (به هیچ عنوان پول کمی نیست!) این افراد باید به‌مدت ۸۷ روز، روی تخت می‌خوابیدند. امکاناتی از قبیل تلویزیون، کامپیوتر و کنسول بازی در اختیار این افراد قرار می‌گیرد و همچنین ملاقات با دوستان و خانواده نیز برای شرکت‌کنندگان آزاد است (البته در رختخواب!).

۹. تست کننده‌ ماری جوانای دارویی

تستر ماریجوانا-عجیبترین شغلها

درست خواندید. به‌گفته‌ی MSNBC (رسانه خبری ۲۴ ساعته در آمریکا و کانادا‌ و این نام ترکیبی از دو نام مایکروسافت نت‌ورک و ان‌بی‌سی است. دو شرکت مایکروسافت و جنرال موتورز (GE) سرمایه‌گذار اصلی MSNBC هستند) فرصت شغلی جدیدی برای کارجویان ایجاد شده تا کیفیت مواد مخدر دارویی را تست کنند. این افراد اجازه دارند تا به‌صورت قانونی ماری‌جوانای دارویی بخرند.

۱۰. محافظ جزیره‌ شخصی

محافظ جزیره- عجیبترین شغلها

بن سوسال، در مدت ۶ ماه ۱۲۰ هزار دلار برای مراقبت از یک جزیره گرمسیری در استرالیا دریافت می‌کند. (اگر چنین موردی را در فرصت‌های شغلی دیدید، ما را هم در جریان بگذارید!)

۱۱. تست‌ کننده‌ سرسر‌ه‌ آبی

تستر سرسره-عجیبترین شغلها

بسیاری از ما حاضریم این کار را بدون دریافت حقوق انجام دهیم. اما افرادی هستند که برای تست و ارزیابی سرسره‌های آبی حدود ۲۷ هزار دلار دریافت می‌کنند. تامی لینچ کسی که که چهار سال این کار را انجام داده، معتقد است که تست سرسره‌های آبی بهترین شغل جهان است.

 

اشتباهات رایج در اینستاگرام،

 

به قدری زیاد شده است که توانایی تشخیص درست یا غلط بودن تکنیک ها، کار دشواری شده است. این روزها به قدری آموزش اینستاگرام گسترش پیدا کرده که کاربران در استفاده از تکنیک های اینستاگرام دچار اشتباه و سردرگمی می شوند. شما نمی توانید به راحتی تشخیص دهید که چه کسی درست ترین تکنیک ها را به شما آموزش می دهد. برای یک استاد اینستاگرام، ممکن است یک تکنیک، بیشترین بازدهی را داشته باشد و برای استادی دیگر تکنیکی دیگر.

حال با این همه ترفند و تکنیک، کدام را استفاده کنیم؟ کدام تکنیک برای ما مفیدتر است؟ کدام ترفند، اثر مخربی برای صفحه ما در اینستاگرام دارد؟

با ما در ادامه مقاله همراه باشید تا با 13 تا از رایج ترین اشتباه در اینستاگرام، آشنا شوید. ما در این مقاله، نه تنها مهم ترین اشتباهاتی که ممکن است در اینستاگرام، به وجود آید را بررسی می کنیم، بلکه راهکارهایی را برای جلوگیری از این اشتباهات را برای شما شرح خواهیم داد.

1) خریدن لایک و فالوور برای پیج اینستاگرام

یکی از بدترین و مهلک ترین اشتباهات رایج در اینستاگرام، خریدن فالوور و لایک اینستاگرام است. برای همه سوال است که چرا نباید فالوور فیک بخریم. خب پاسخ بسیار ساده است. شما تصور کنید برای عروسی خود، می خواهید افراد زیادی حضور داشته باشند اما تعداد مهمان های شما کمتر از چیزی است که دوست داشتید، باشند. حال برای اینکه شما تعداد زیادی مهمان در عروسی خود داشته باشید، دست به خرید مهمان بزنید.

این افراد دقیقا چه حسی نسبت به شما در روز عروسیتان دارند؟

این دقیقام همان حسی است که کاربران فیک به پیج شما خواهند داشت.

به نظر شما 100k فالوور خریداری شده که ممکن است تنها 500 نفر آن ها از شما خرید کنند بهتر است یا 10k فالوور واقعی که 1000 نفر از آن ها، از شما خرید کنند؟

تجربه نشان داده است که کمیت تعداد لایک و فالوور اهمیتی ندارد، مهم کیفیت این لایک ها و فالوورها هستند. فالوور واقعی، کسی هست که همیشه شما را به معنای واقعی، دنبال و لایک می کند. این داستان برای کامنت هایی که توسط روبات انجام می شود نیز وجود دارد.

اشتباه در اینستاگرام,اشتباهات بازاریابی در اینستاگرام,اشتباهات رایج در اینستاگرام

2) استفاده از تصاویر بی کیفیت، معمولی برای پست ها

یکی از اشتباهات رایج در اینستاگرام، استفاده از عکس های بی کیفیت است. اینستاگرام یک رسانه تصویری است. بنابراین اگر می خواهید چیزی ارسال کنید، باید باکیفیت، زیبا و جالب باشد!

به عنوان مثال اگر می خواهید یک موبایل را برای فروش، معرفی کنید، یک عکس ساده از روبروی گوشی، برای هیچکس، جذابیت ندارد. (90 درصد گوشی های جدید از نمای روبرو کاملا شبیه به هم هستند) در صورتی که مهارتی برای عکاسی حرفه ای ندارید، حداقل سعی کنید عکس های نور پس زمینه مناسبی داشته باشد.

انتشار یک پست با تصویر باکیفیت در اینستاگرام، بهتر است از انتشار روزانه 10 پست با تصاویر بی کیفیت و بی محتوا

3) انتشار تعداد بسیار زیاد یا بسیار کم پست در پیج خود

تعداد پست هایی که در یک روز یا در یک هفته، در پیج شما منتشر می شود، برای اینستاگرام اهمیت بسیار زیادی دارد. پس قطعا برای شما نیز باید اهمیت داشته باشد. در این موضوع معمولا 3 اشتباه در اینستاگرام کسب و کارها، وجود دارد:

  • هر وقت که حس و حال انتشار پست بود، آن را منتشر می کنند.
  • بیش از حد منتشر کردن پست
  • کمتر از حد استاندارد، منتشر کردن پست

فروش اقساطی کوئیک از سایپا

به زبان ساده، اگر تعداد پست های شما بیش از حد انتظار کاربران و اینستاگرام باشد، قطعا باعث آزار و ناراحتی کاربر می شود. شما تصور کنید در حال اسکورل کردن در بین هزاران پست اینستاگرامی هستید. در این بین، یکی درمیان پست های یک پیج فروشگاهی باشد که محصولات خود را به نمایش می گذارد، اولین اقدامی که هر کاربر در مواجه با چنین جریانی، این است که آن را آنفالو کند.

حال همین جریان برای کم منتشر کردن پست نیز، وجود دارد. به عنوان مثال، اگر شما هر 10 روز یکبار پست جدید، منتشر کنید، کم کم از فالوورهای شما، شما را فراموش می کنند و ممکن است حتی به اشتباه تصور کنند که پیج شما غیر فعال شده و آن را آنفالو کنند.

پس در نتیجه نه تعداد زیادی پست منتشر کردن، برای پیج شما مفید است، نه تعداد کم آن.

اما بهترین راهکار برای مقابله با این اشتباهات رایج در اینستاگرام، چیست؟

بسته به موضوعی که پیج شما دارد، تعداد پست های شما برای انتشار در یک روز و هفته، مشخص می شود. به عنوان مثال یک پیج خبری بهتر است که 10 تا از مهم ترین اخبار خود را در طول روز، منتشر کند. یا به عنوان مثال برای یک برند آرایشی، روزانه یک پست، کفایت می کند.

باید ها و نباید های اینستاگرام

4) نادیده گرفتن تجزیه و تحلیل اینستاگرام

یک اشتباه در اینستاگرام، نادیده گرفتن داده ها و اطلاعاتی است که از پیج اینستاگرام و فعالیت کاربران روی آن، به دست می آید. شما از این اطلاعات می توانید برای افزایش فروش و بازدید صفحه و پست های خود در اینستاگرام، استفاده کنید.

شما با بررسی و تحلیل اینستاگرام به راحتی متوجه می شوید که کاربران شما به پست های ویدیویی علاقه مند هستند یا پست های عکس نوشته یا تصاویر باکیفیت از محصول. متوجه شدن از این جریان، می تواند به موفقیت و افزایش فروش شما کمک بسیاری کند. با مراجعه باه لینک زیر پروسه تجزیه و تحلیل اینستاگرام را دقیق یاد خواهید گرفت.

حالا وقتشه! اینو بخون:سئو اینستاگرام | گام به گام رتبه یک شویدپیشنهاد نویسنده این است که اول مقاله بالا را خوانده و سپس ادامه این مقاله را بخوانید.

5) استفاده بیش از حد از هشتگ ها

یکی از اشتباهات رایج در اینستاگرام، استفاده بیش از حد از هشتگ هاست. هشتگ ها یکی رایج ترین و بهترین روش هاست که کاربرانی که صفحه شما را دنبال نمی کنند، بتوانند محتوای شما را بیابند. برای این کار شما باید به بهترین شکل از این هشتگ ها، استفاده کنید. برخی فکر می کنند که هر چه هشتگ هایشان بیشتر باشد، ورودی پیج و به اصطلاح آمار بازدید پیج، افزایش پیدا می کند.

اما گاهی اوقات کاربرانی که با هشتگ وارد پیج شما می شوند، اگر هشتگ با پست مرتبط نباشد، ممکن است  حتی شما را بلاک یا ریپورت کنند و این را نیز در نظر بگیرید که بالارفتن این آمار، می تواند باعث جریمه شدن از سمت اینستاگرام، شود.

بهترین تعداد استفاده از هشتگ ها در پست های اینستاگرام، حداکثر 11 هشتگ می باشد

6) محتواهای خسته کننده و ضعیف

در دادگاه اینستاگرام بدترین جرم، محتواهای ضعیف و خسته کننده است. این بزرگترین اشتباه در اینستاگرام است که شما وقت خود را برای محتواهایی بگذارید که برای کاربران، جالب و مفید، نباشد. اگر می خواهید کاربران با برند شما تعامل داشته باشند، باید به آنها محتوای ارزشمندی بدهید تا با آن ارتباط برقرار کنند. کیفیت از کمیت اهمیت بیشتری دارد، پس اصراری به ارسال پست های بی محتوا و ضعیف نداشته باشید.

ارسال یک پست قوی، جالب و پرمحتوا، در روز، اثرگذاری بیشتری به نسبت ارسال 5 پست بی کیفیت در یک روز، برای شما خواهد داشت.

اگر برای فالوورهای خود ارزش قائل شوید و برای تولید محتواهای قوی، زمان بگذارید، آن ها نیز برای شما زمان گذاشته و پست شما را لایک، کامنت و حتی با دوستان خود، به اشتراک می گذارند.

7) نداشتن استراتژی و برنامه مشخص

یکی از مهم ترین اشتباهات رایج در اینستاگرام، نداشتن برنامه قوی و مشخص شده است.

آیا می خواهید روز به روز ترافیک وب سایت خود را افزایش دهید؟

آیا می خواهید تعداد فالوورهای خود را رو روزبه‌روز افزایش دهید؟

آیا می خواهید فروش خود را هر ماه افزایش دهید؟

تمام این ها با داشتن برنامه ریزی مشخص، ممکن می شود. برخی بر این باورند که تولید چند پست در روز و انتشار به موقع آن در اینستاگرام، باعث افزایش فالوور و فروش می شود. این باور کاملا غلط است، اگر شما برنامه خاصی برای تولید محتوا و فروش پیج خود نداشته باشد، هر ماه این برنامه را بروز نکنید، ممکن است پیج شما روند ثابت یا حتی نزولی را طی کند.

8) نام اکانت متناقض با برند شما

برخی تصور می کنند که اگر نام های دیگری که با نام برندشان، تفاوت دارد، انتخاب کنند می توانند بازدید اکانت، لایک و … را افزایش دهند. اما این یکی از اشتباهات رایج در اینستاگرام است. یک پیج اینستاگرام می تواند یک ویترین فوق العاده برای کسب و کارهای شما باشد. شاید دیده باشید که برخی نام خود را به عنوان نام فروشگاه اینترنتی خود در شبکه های اجتماعی انتخاب می کنند. در این رابطه چند نکته مهم برای شما آورده ایم:

  • لوگو شما روی تمام پیج ها و تصاویرتان باید قرار بگیرد
  • به خواسته های مخاطبان خود در انتخاب نام اکانت، توجه کنید
  • در صورتی که نام برند خود را به عنوان نام اکانت خود، انتخاب کردید، بهتر است توضیحات مختصر و کاملی از آن در بیو پیج، قرار دهید.

این اشتباه در اینستاگرام می تواند بسیاری از کاربران شما را گیج کند.

اشتباه در اینستاگرام,اشتباهات بازاریابی در اینستاگرام,اشتباهات رایج در اینستاگرام

9) تصاویر نامرتبط با اکانت شما

تصاویر و محتوایی که در پیج خود قرار می دهید، اهمیت بسیاری در کسب درآمدهای نجومی از این شبکه اجتماعی دارد. اگر شما هدف خاصی در گذاشتن تصاویر و محتوای مختلف نداشته باشید. اگر تصاویری که در پیج می گذارید، الگوی خاصی نداشته باشد، آن ارتباط تصویری که کاربر با برند باید، برقرار کند، هیچ وقت ایجاد نمی شود.

زیبایی پیج اینستاگرام امروزه نقش بسیار زیادی در افزایش فالوور و وفاداری کاربر به پیج دارد

البته اینکه شما از چه تصاویری در پیج استفاده می کنید و آیا این تصاویر برای کاربران شما مفید و ارزشمند هست یا خیر، از اهمیت بسیاری زیاد برخوردار است.

10) داشتن غلط املایی

یکی بزرگترین اشتباهات رایج در اینستاگرام، داشتن غلط املایی است. اینکه شما در عکس نوشته های خود، کپشن ها غلط املایی داشته باشید، ممکن است برند شما زیر سوال برود. شما تمام تلاش خود را می کنید تا بتوانید خود را بزرگترین و بهترین در برند، خود، شناسایی کنید. اما اگر به همین اشتباهات کوچک توجه نکنید، به مرور زمان، ممکن است ضربه سنگینی به شما وارد شود.

برخی کاربران نظرشان درباره پیج هایی که غلط املایی در قسمت های مختلف خود، دارند، اینگونه است:

(( برندی که نتواند ایرادات کوچکی مانند غلط املایی را برطرف کند، قطعا در محصولاتش نیز چنین ایراداتی، پیدا می شود))

11) استفاده نکردن از استوری اینستاگرام

یکی از اشتباهات رایج در اینستاگرام، استفاده نکردن از قابلیت هایی است که فقط با استوری برآورده می شود. بازاریابان شما شاید برنامه های دیگری برای فروش و کسب درآمد شما داشته باشند، اما استوری ها، به قدری می تواند برای شما کاربردی باشد که هم بر روی ورودی وبسایت شما تاثیر می گذارد و هم بر روی تعداد بازدید از پروفایل.

آمار نشان داده است بازخورد و بازدید استوری های یک پیج، نسبت به پست ها، بسیار بیشتر بوده است.

اشتباه در اینستاگرام,اشتباهات بازاریابی در اینستاگرام,اشتباهات رایج در اینستاگرام

12) عدم برقراری ارتباط با فالوورها

یک اشتباه در اینستاگرام عدم برقراری ارتباط با فالوورهاست. شما در صورتی که با کاربران خود، ارتباط برقرار نکنید، نمی توانید متناسب با نیاز آن ها، محتوا تولید کنید، از تولید محتواهای ارزشمند خود، کسب درآمد کنید و در آخر نمی توانید به وسیله اینستاگرام، آمار بازدید وب سایت خود را افزایش دهید.

اصول حضور در شبکه های اجتماعی، برقراری ارتباط با کاربران است. در نتیجه، اگر حوصله و وقت جواب دادن به فالوورهای خود را ندارید، بهتر است که فکر کسب درآمدهای نجومی از اینستاگرام را نداشته باشید. هر بار که کاربر سوال کامنت می گذارد یا در پی وی درخواستی دارد، بهترین فرصت است که با آن ها، ارتباط برقرار کنید.

13) اشتراک بیش از حد لینک های وب سایت

شاید برای شما پیش آمده است که با پیج هایی روبرو شدید که دائما شما را به وب سایت خود، ارجاع می دهند. با یک نظرسنجی ساده متوجه می شوید که کاربران خیلی علاقه ای به بازدید یک سایت در زمانی که از اینستاگرام استفاده می کنند، ندارند. آن ها دوست دارند که اگر محتوایی در مورد محصول هست، در همین اینستاگرام نیز باشد.

در نتیجه این اشتباه رایج در اینستاگرام نه تنها ترافیک وب سایت شما را افزایش نمی دهد، بلکه ممکن است هزینه و وقتی که شما برای پیج اینستاگرامی خود، می گذارید را هدر دهد

سخن آخر

ما در این مقاله سعی کردیم اشتباهات رایج در اینستاگرام که توسط کاربران و کارشناسان کسب و کارهای مختلف انجام می گیرد را برای شما بررسی کنیم. شاید با دیدن این پست احساس نگرانی کنید، اما جلو ضرر را هر موقع که بگیرید، سود است. شما در نظر گرفتن این اشتباهات و همین طور نکات فوق العاده ای که در مقاله ترفندهای اینستاگرام نیوسئو آمده است، جانی دوباره به پیج اینستاگرامی خود، بدهید و آن را برای کسب درآمدهای نجومی نزدیک کنید.

مطالب زیر را حتما بخوانید

 

زنان فداکاری که همه را شگفت زده کردند!!!

 

 

فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند…

بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است:


افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند.اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند.

فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.


پس از کمی‌مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

 

نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی‌که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود.

 


 

انسان ها و مخلوقات خداوند زیبا هستند و برای خود زیبایی هایی دارند و اینکه بخواهیم زیباترین را معرفی کنیم دلیل بر این نیست که باقی افراد زیبا نیستند بلکه میزان زیبایی در افراد متفاوت است.

زیبایی ماه تولد

آرساشاپ حامی اصلی شهرفرشطالع بینی چینی با توجه به نماد هر ماه، رتبه ی زیبایی متولدین هریک را دسته بندی کرده است که در این قسمت از فروشگاه آنلاین آرساشاپ زیباترین افراد با توجه به ماه تولدشان معرفی شده اند.

بطور کلی این قبیل موارد بیشتر جنبه ی سرگرمی دارند و اینکه اسفندماهی ها رتبه ی بالاتری دارند دلیل بر این نمی شود که تمام متولدین اسفند ماه زیباترین ها هستند اما در کل با لحاظ میانگین این لیست تکمیل شده است.

1- متولدین ماه اسفند

اسفند ماهی ها زیباترین افراد هستند. این متولدین که سمبل ماه تولدشان، ماهی است به دلیل برخورداری از پیشانی و ابروان و موهای زیبا در بین دیگر متولدین ماه ها زیباتر به نظر می رسند. اگر به چشمان متولدین این ماه خیره شوید ریسک بزرگی است، چراکه نگاهشان چنان عمیق است که چه بسا ممکن است درآن غرق شوید.

زیبایی ماه تولد

2- متولدین ماه مرداد

شیر، سمبل شدت و اوج زیبایی است. متولدین مرداد ماه به دلیل برخورداری از بینی کوچک و چشمانی خیره کننده و رنگ چهره ای بشاش و درخشان به شدت زیبا به نظر می رسند و لذا شیر مظهر و سمبل زیبایی واقعی است.

متولدین مرداد صورتی بیضی شکل در عین حال جذاب و دوست داشتنی، لب هایی ظریف و اغلب چال گونه و یا لپ دارند. مدل موهای متولدین این ماه از بارزترین مشخصه آن ها به شمار می رود. در واقع متولدین این ماه غیرممکن است که مورد توجه افراد قرار نگیرند.

3- متولدین ماه مهر

ترازو سمبل زیبایی بر اساس ظرافت است. متولدین این ماه به لحاظ برخورداری از صورتی با حالت بیضی شکل و پیشانی خمیده، زیبایی محشری دارند. این افراد ابروانی زیبا، چشمانی باحالت جسورانه و مو هایی نرم و لطیف و درکل انفجاری از شدت زیبایی هستند. مجذوب شدن به این افراد امری کاملا مسری است.

جذابیت مهر ماهی ها

4- متولدین ماه آذر

سمبل کمان مظهر زیبایی درخور توجه است . متولدین ماه آذر، نهایت عشق و سخاوتند و فوق العاده افرادی ماجراجو و هیجانی هستند. چشمان شان هیجان را فریاد می زند. تقریبا امری غیرممکن است که این افراد مورد توجه قرار نگیرند. مدل مو های آن ها غالبا ضخیم و پرپشت است، طوری که چشمان تان را کاملا خیره می کند.

چای ماسالا اصل با قیمت مناسب
   چای ماسالا اصل با قیمت     مناسب فقط در آرساشاپ

 

5- متولدین ماه خرداد

سمبل دوپیکر مظهر زیبایی پرشور و هیجانی است. چهره ای به ظرافت عروسک و حالت صورتی بیضی شکل دارند. متولدین این ماه فرشته گونه اند. حالت مو های پرچین و شکن شان به چهره جذابشان، جسوری خاصی می بخشد.

چشمانی نافذ و درخشان دارند. متولدین ماه خرداد از هوش زیاد برخوردارند. آنان به شدت به زندگی عشق می ورزند و این موضوع از لبخند های زیبایشان کاملا مشهود است.

زیباترین ماه تولد

6- متولدین ماه شهریور

سنبله سمبل زیبایی سرد و غیردوستانه است. متولدین این ماه لب هایی ظریف و جذاب و نگاهی کنجکاوانه دارند. این افراد استخوان بندی ظریف و ظاهری لطیف و جذاب دارند. آن ها از چشمانی غمناک و در عین حال حالتی فرشته وار برخوردارند که درواقع آن ها را تا حدودی افراد افسرده و دل شکسته نشان می دهد.

7- متولدین آبان ماه

عقرب مظهر زیبایی ناپایدار است. نگاهی نافذ و باعظمت دارند. نزدیک شدن به عقرب ها می تواند حالتی ناپایدار و در عین حال آزار دهنده باشد. حالت صورت آن ها گرد است و موهایی ضخیم و پرپشت دارند که جذابیت خاصی به آن ها می بخشد. اغلب افرادی خوش هیکل هستند که نگاه ها را به خودشان جذب می کنند.

8- متولدین اردیبهشت ماه

گاو نر نماد زیبایی پنهانی است. از خصوصیات بارز اخلاقی آن ها تمایل به نفسانیات و حس دلسوزی است که این خصوصیات در چهره بانمک آن ها موج می زند. حالت مو ها و چشمان آن ها کاملا زیبا و تماشایی است. قطعا در برخورد با متولدین این ماه حس ناخوشایندی به شما دست نمی دهد و برعکس جذب هم خواهید شد.

فال زیبایی ماه تولد

9- متولدین فروردین ماه

قوچ ،سمبل زیبایی در قدرت است. حالت صورت آن ها متناسب و منظم است. متولدین این ماه ظاهری قدرتمند دارند به گونه ای که نمی توان نسبت به آن ها بی توجه بود. از چشمانی نافذ و ابروانی ضخیم برخوردارند که از آن فردی سلطه جو و پرخاشگر تصور می شود.

10- متولدین دی ماه

بز سمبل زیبایی در ظرافت است. حالت صورت آن ها مستطیلی شکل و مو هایی تقریبا نازک و کم پشت دارند اگرچه شاید چندان ملاک زیبایی به نظر نرسد ، اما خصوصیات اخلاقی آن ها بسیار جذاب و قابل توجه است. حالت ابروهای آن ها نیز ضخیم است ،طوری که همیشه خشن و اخمو به نظر می رسند.

زیبایی متولدین هر ماه

11- متولدین بهمن ماه

دلو، سمبل یک موقعیت زیبایی مناسب است. حالت صورت چهارگوش و متناسب و خطوط موهای شان بلند است. چشمانی درشت و درخشان و مژه هایشان حالتی خشن و شوریده به آنها می بخشد.متولدین این ماه زمان زیادی را جلوی آینه نمی گذرانند.

12-متولدین تیر ماه

خرچنگ، زشت ترین سمبل انتخاب شده است. حالت گردی صورت و ابهت گونه هایشان به نحوی است که گویا فرد مقابل تصور می کند در تنگنا قرار گرفته است. چشمان متولدین این ماه به قلب و روح فرد مقابل پنجره ای می گشاید و این همان خصوصیت اخلاقی است که آن ها را دوست داشتنی می سازد.